وضعیت
موضوع بسته شده است.

ستاره من

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
4/6/17
ارسال ها
39
امتیاز واکنش
218
امتیاز
131
سن
71
دوستان نگـاه دانلـود بود دختره نامزدش به خاطر انتقام یا یک چیزی در این رابـ ـطه با او نامزد می کند فامیل هم بودند دختره دانشجو بود و خیلی متین و محجوب برایش پاپوش درست می کنند او را از خانه بیرون می کنند می رود خانه مادر مادریش و به درسش ادامه می دهد مادر بزرگ او به دخترش دعوا می کنند که چرا با اینکه دخترت را می شناسی به او تهمت زدید و از او در مقابل خانواده شوهرت دفاع نکردی تا بالاخره بی گناهی ذختره ثابت می شوذ (نه اسم و نه رشته دختره یادم نیست ) اگر ممکن اسم رمان را می خواهم مممنون
 

ftme.ahmadi

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
4/1/17
ارسال ها
5
امتیاز واکنش
23
امتیاز
31
سلام
یه رمان بود قبلا خونده بودم و اینکه چاپی بود اسم پسره نیما بود و اسم دختره هم یادم نمیاد ولی اولای رمان پسره میاد دنبال دختره که برن خونه پسره فکر کنم بعد یه اتفاقی دختره و تموم خانواده فکر میکنن پسره مرده در حالی که زنده بوده فقط حافظشو از دست داده و خانواده ها برای اینکه دختره حامله بوده میگن ک باید با برادر شوهرش ازدواج کنه دخترم با برادر شوهره قرار میزارن ک به همه بگن عقد کردن ولی عقد نکردن...


ببخشید ک بد توضیح دادم :biggfgrin:
 

sagi

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
19/11/17
ارسال ها
6
امتیاز واکنش
68
امتیاز
71
سن
20
یه رمانی بود دختره پدر ومادرش طلاق گرفته بودن وهردوشون ازداوج کردن دختره با پسری ازدواج میکنه ولی دوستش نداره و خیلی از دختره بزرگ اواخر داستان دختره عاشق پسره میشه ودختره هم به اشتباه فکر میکنه پسر بهش خــ ـیانـت میکنه
خواهش میکنم هرکی اسم این رمانو میدونه بگه من خیلی وقته دنبالشم
 

MohiIi&29

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
23/4/17
ارسال ها
6
امتیاز واکنش
27
امتیاز
51
سن
20
سلام .
ی رمانی بود دختره طلاق میگیره میرا خارج اونجابا ی پسری اشنا میشه پسره دکتره و با هم رابـ ـطه ی نزدیکی دارن بعد دختره اونجا درس میخونه و برمیگرده و پسرم برمیگرده و اینا همدیگه رو دوس دارن و کم کم ب هم ابراز علاقه میکنن و ...
همین قدش یادمه فقط ی بارم دختره با ی لباس رنگ فیروزه اییه میره خونه مادره پسره و دختر معتقدیه .
ممنون میشم کمک کنید.
 

Narcissus.97

همراه انجمن
عضویت
27/12/16
ارسال ها
194
امتیاز واکنش
1,062
امتیاز
336
سن
22
محل سکونت
همسایه ی یک خلیج
یه رمانی بود دختره پدر ومادرش طلاق گرفته بودن وهردوشون ازداوج کردن دختره با پسری ازدواج میکنه ولی دوستش نداره و خیلی از دختره بزرگ اواخر داستان دختره عاشق پسره میشه ودختره هم به اشتباه فکر میکنه پسر بهش خــ ـیانـت میکنه
خواهش میکنم هرکی اسم این رمانو میدونه بگه من خیلی وقته دنبالشم
رمان « ترس از عشق » از تهمتن
 

kianick

کاربر فعال
عضویت
14/8/17
ارسال ها
749
امتیاز واکنش
25,365
امتیاز
671
محل سکونت
دل آتش!
سلام
Please, ورود or عضویت to view URLs content!
درمورد دختری بود که یه پسری که مدل بین المللی بود شب مهمونی مـسـ*ـت میکنه و بهش ت... میکنه همدیگه رو هم نمیشناختن. دختره میره چندوقت بعد متوجه میشه حامله است و تصمیم میگیره نگه داره بچه رو،از خانواده طرد میشه انگار برا خودش شرکت میزنه و پسره م که رئیس یه شرکت دیگه بوده بعد چند سال همدیگه رو میبینن بخاطر یه جلسه ...
 

sara1371

همراه انجمن
عضویت
22/12/16
ارسال ها
161
امتیاز واکنش
1,057
امتیاز
346
سن
27
سلام .
ی رمانی بود دختره طلاق میگیره میرا خارج اونجابا ی پسری اشنا میشه پسره دکتره و با هم رابـ ـطه ی نزدیکی دارن بعد دختره اونجا درس میخونه و برمیگرده و پسرم برمیگرده و اینا همدیگه رو دوس دارن و کم کم ب هم ابراز علاقه میکنن و ...
همین قدش یادمه فقط ی بارم دختره با ی لباس رنگ فیروزه اییه میره خونه مادره پسره و دختر معتقدیه .
ممنون میشم کمک کنید.
رمان تن ها رو چك كنيد
 

Nady48

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
6/1/18
ارسال ها
16
امتیاز واکنش
183
امتیاز
111
سن
41
سلام
سالهای پیش رمانی خوندم که دختره پسر رو وقتی میبینه که کت و شلوار آبی کاربنی تنش بوده و اسمش رو مرد خوشتیپ کاربنی پوش میگذاره .
ممنون
 

Nazanin11

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
5/5/17
ارسال ها
76
امتیاز واکنش
562
امتیاز
256
سلام
سالهای پیش رمانی خوندم که دختره پسر رو وقتی میبینه که کت و شلوار آبی کاربنی تنش بوده و اسمش رو مرد خوشتیپ کاربنی پوش میگذاره .
ممنون
رمان این مرد اربـاب است از رویا رستمی
 

kavianpour

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
24/11/17
ارسال ها
9
امتیاز واکنش
47
امتیاز
41
سن
25
یه رمان بود که دختر با یه پسر دوست بودند قصد ازدواج داشتند اما پسر بهم زد رابـ ـطه را. دختر دانشجوی ارشد مدریت بحران بود
زلزله شد اعزام شد به اون منطقه یه دکتر اونجا مسئول بود. دختر اهل سیستان و بلوچستان بود. اخرم با دکتر ازدواج کرد
ممنون میشم اسم رمان را بهم بگید.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا