وضعیت
موضوع بسته شده است.

Elayab

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
11/12/17
ارسال ها
14
امتیاز واکنش
106
امتیاز
71
سلام
یه رمانی بود دقیق یادم نیست فقط یه قسمتیش که یادمه اینه که یه دختر و پسر با هم ازدواج میکنن بعد به دنیا اومدن بچه سر یه قضیه ای با هم دعوا میکنن و دختره میره ولی بعد اینکه بر میگرده پسر نمیذاره بچه رو ببینه و شرطش اینه که اگه دختر خودش تونست به بچه شیر بده میتونه برگرده و پیششون باشه
 

Yalta

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
5/10/17
ارسال ها
3
امتیاز واکنش
35
امتیاز
36
سن
25
سلام
یه رمانی بود دقیق یادم نیست فقط یه قسمتیش که یادمه اینه که یه دختر و پسر با هم ازدواج میکنن بعد به دنیا اومدن بچه سر یه قضیه ای با هم دعوا میکنن و دختره میره ولی بعد اینکه بر میگرده پسر نمیذاره بچه رو ببینه و شرطش اینه که اگه دختر خودش تونست به بچه شیر بده میتونه برگرده و پیششون باشه
بمون كنارم جلد ٢
 

Nady48

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
6/1/18
ارسال ها
16
امتیاز واکنش
183
امتیاز
111
سن
41
سلام .
رمانی که خانم منجزی تو سایت نودوهشتیا نوشتن رو می خوام لطفا .
خلاصه ش این بود که خواهر دختر داستان از عشق پسر عمه خودکشی کرده مرده ولی همین دختره دوباره عاشق همون میشه ولی نمیتونه باهاش ازدواج کنه زن پسرعموش به اسم طالب میشه
 

ZahraHayati

کاربر برتر
عضویت
3/7/16
ارسال ها
5,731
امتیاز واکنش
61,373
امتیاز
1,021
یه رمان هست حالا نمی‌دونم حکم دل یا چیز دیه
ماجراش اینه که یه پسره دختری رو از شیوخ عرب می‌خره و میاره ایران!
خودم نخوندم کسی دنبالش میگشت گفتم شاید شما بدونید:campe45on2:
 

Eghlimia

همراه انجمن
عضویت
7/7/16
ارسال ها
201
امتیاز واکنش
831
امتیاز
276
سلام دوستان...روزهاتون شیرین...از رمانی که دنبالشم تقریبا هيچي یادم نیست... صرفا یادمه که سبکه همخونه ای بود و صحنه ای که توی ذهنم خیلی واضح یادمه اينه که دختره یک روز داخل راه پله شاهد این ميشه که مرد همسایه با همسرش دعوا می کنه و بعد خانمش رو می زنه و این دختره هم می گیرش و زنگ می زنه به پلیس که بیاد ببرتش و بعدها هم توی دادگاه علیه اش شهادت می ده و می گـه چند بار صدای جنگ و دعوا و زد و خورد شنیده و زن طرف هم می ره کما و این مرده می افته زندان و یکبار از زندان فرار می کنه و می خواهد دختره رو بزنه یا بکشه دقیق نمی دونم که همخونه ی دختره می رسه و نجاتش می ده...همینقدرش رو به خاطر دارم...
 

رقیه ی

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
12/2/18
ارسال ها
7
امتیاز واکنش
89
امتیاز
81
سن
21
رمانی که خوندم درباره دختری بود که توی شمال هتل پدرش با سازی کرد و با یه شرکت هوا پیمای قرارداد بست که دوتا داداش بودن برای انتقام از پدر دختر اومدن بعد ازدواج وقتی دختره حامله است میفهمه
 

رقیه ی

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
12/2/18
ارسال ها
7
امتیاز واکنش
89
امتیاز
81
سن
21
رمانی بود اول دختر عاشق پسری بود ه و بعد استاد دانشگاهش عموی پسره بود بعد پسره ازدواج میکنه زنش بارداره و این دختره با عمو ازدواج میکنه کسی اسمش میدونه
 

CAPRICORN

مدیر بازنشسته
کاربر ارشد
عضویت
24/11/14
ارسال ها
12,647
امتیاز واکنش
35,844
امتیاز
1,051
محل سکونت
بندر انزلی
رمانی که خوندم درباره دختری بود که توی شمال هتل پدرش با سازی کرد و با یه شرکت هوا پیمای قرارداد بست که دوتا داداش بودن برای انتقام از پدر دختر اومدن بعد ازدواج وقتی دختره حامله است میفهمه
" جان و شوکران " از بهاره حسنی
 

Mona.n

همراه انجمن
عضویت
24/8/17
ارسال ها
322
امتیاز واکنش
2,810
امتیاز
451
سن
15
محل سکونت
آبادان
سلام یه بار یکی پرسید که یه رمان بود دختره دوستش بهش میگه میخوام زنداداشم بشی دختره هم به شوخی میگه باشه کی بهتر از داداش تو
اسم این رمان از شوخی تا واقعیت هست
 

آشنا

کاربر نگاه دانلود
کاربر تازه وارد
عضویت
3/11/16
ارسال ها
71
امتیاز واکنش
642
امتیاز
346
سلام
رماني كه داستانش درباره يه دختري كه وضع مالي خوبي داشته كه با يه پسري كه وضع متوسطي داشته و كارش خوانندگي تو رستوران بود تصادف ميكنه. پسرِ هم براي انتقام ز ميزنه به دختر كه بياد خونش ، همون لحظه باباي دخترِ ميرسه و مجبور ميشن ازدواج كنن. بعد مدام كل كل دارن و كم كم بهم علاقه پيدا ميكنن.
دوستان كسي اگه اسم رمان رو ميدونه لطفا راهنمايي كنه
رمان تلنگر
 
وضعیت
موضوع بسته شده است.
بالا