جامعه و فرهنگ

بازدیدها
: 925 -
آخرین بروزرسانی
: -
آخرین ارسال توسط
: >YEGANEH<
قسمت چهارم:

تمامي جوامع به نظم، اجراي قانون، حفظ امنيت، تدبير مصالح ملي خود و توليد و توضيع نيازمندند. به همه اینها باید انتقال فرهنگ، دانش و تجربه نسل قدیم به نسل جدید را نیز افزود. تحقق همه موارد یاد شده توسط نهادهای اجتماعی صورت می گیرد. نهادهای اجتماعی ویژگی های خاصی دارند که مهم ترین آنها عبارتند از:
• دارای میزان ماندگاری و دوام بالایی در جامعه هستند؛
• به شدت و قاطعیت در برابر دگرگونی های درونی مقاومت نشان می دهند؛
• نیازهای متعدد و اساسی افراد جامعه را مرتفع می سازند و
• در شبکه ای از ارتباطات متقابل با سایر نهادها در تعامل با یکدیگر هستند (صداقتی فرد، 1388)
کنترل اجتماعی (Socical Control):
 
به «مجموع مجازات های مثبت و منفی که به منظور حفظ هم نوایی و سازش رفتارها به کار می رود» کنترل اجتماعی، نظارت اجتماعی یا تسلط اجتماعی گفته می شود (روشه، 1387: 56). مجازات های مثبت از تکان دادن سر به نشانه تأیید تا مراسم تشویق در انظار عمومی را شامل می شود. مجازات های منفی نیز ممکن است به صورت عدم تأیید ملایم تا مجازات های جسمانی بروز کند (صداقتی فرد، 1388: 114). بنابراین، ساخت کارهایی که جامعه برای واداشتن اعضایش به سازگاری و جلوگیری از ناسازگاری به کار می برد، کنترل اجتماعی نامیده می شود (ستوده، 1386: 133). کنترل اجتماعی با جریان جامعه پذیری که تأمین کننده هم نوایی در جامعه است آغاز می شود (صدیق سروستانی، 1386: 22). به این معنا که ابتدا در جامعه پذیری، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی به فرد آموخته می شود و سپس به وسیله کنترل اجتماعی، رفتار او تحت نظارت قرار می گیرد (قنادان و همکاران، 1384: 208). فرآیند کنترل اجتماعی که یکی از مهم ترین کارکردهای نهادهای اجتماعی است (علاقه بند، 1380: 114) به 3 صورت می باشد:
 
به «مجموع مجازات های مثبت و منفی که به منظور حفظ هم نوایی و سازش رفتارها به کار می رود» کنترل اجتماعی، نظارت اجتماعی یا تسلط اجتماعی گفته می شود (روشه، 1387: 56). مجازات های مثبت از تکان دادن سر به نشانه تأیید تا مراسم تشویق در انظار عمومی را شامل می شود. مجازات های منفی نیز ممکن است به صورت عدم تأیید ملایم تا مجازات های جسمانی بروز کند (صداقتی فرد، 1388: 114). بنابراین، ساخت کارهایی که جامعه برای واداشتن اعضایش به سازگاری و جلوگیری از ناسازگاری به کار می برد، کنترل اجتماعی نامیده می شود (ستوده، 1386: 133). کنترل اجتماعی با جریان جامعه پذیری که تأمین کننده هم نوایی در جامعه است آغاز می شود (صدیق سروستانی، 1386: 22). به این معنا که ابتدا در جامعه پذیری، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی به فرد آموخته می شود و سپس به وسیله کنترل اجتماعی، رفتار او تحت نظارت قرار می گیرد (قنادان و همکاران، 1384: 208). فرآیند کنترل اجتماعی که یکی از مهم ترین کارکردهای نهادهای اجتماعی است (علاقه بند، 1380: 114) به 3 صورت می باشد:
 
الف- کنترل رسمی (Formal Control)
این نوع کنترل مبتنی بر عناصر حقوقی و قانونی جامعه است. در این جا قوانینی برای هدایت رفتار وجود دارد که ضمانت اجرای آنها توسط برخی گروه ها و سازمان های جامعه تأمین می شود. در نتیجه افراد نا هم نوا با هنجارهای اجتماعی به وسیله پلیس دستگیر و به دادگاه فرستاده می شوند (مور، 1385، 93). علاوه بر این قوانین، مدرسه و اداره نیز دارای معیارها و مقرراتی برای کنترل اجتماعی می باشند.
ب- کنترل غیر رسمی (Informal Control):
کنترل غیر رسمی شکلی از کنترل اجتماعی است که در عرصه رویارویی اجتماعی اعضای جامعه در خانواده، مدرسه، محل کار و غیره تحقق می یابد. ترس از بی آبرویی یا بی احترامی و بی اعتباری، بسیاری از افراد جامعه را وامی دارد تا از انجام کارهای ضد اجتماعی سرباز زنند. همچنین پیش بینی اینکه عملی ممکن است مورد قبول خانواده، دوستان، معلمان و دیگر اعضای جامعه قرار نگیرد، از بسیاری از کجروی های اجتماعی جلوگیری می کند.
 
ت- کنترل اجتماعی مثبت و منفی (Socical Control Positive & Negative):
تشویق ها، آفرین ها، قدردانی ها و اَعمال شوق انگیز دیگر، از جمله ساخت کارهای مثبت بوده و برای هم نوا ساختن با هنجارها و ارزش های اجتماعی لازم هستند. برعکس آن یعنی تنبیه، توبیخ، تهدید، بی اعتنایی، ریشخند، جریمه و زندان در زمره ساخت کارهای منفی هستند. این تدابیر به منظور انصراف افراد از رفتارها و گرایش های ضد اجتماعی به کار گرفته می شود (ستوده، 1386)
نظم اجتماعی (Social Verse):
نظم اجتماعی از نظر آلبرت کوهن (Albert Cohen- 1955) معانی متفاوتی دارد. به طور مثال، گاهی ممکن است ناظر به وجود کنترل دقیق و مهار در جامعه باشد؛ به گونه ای که از هر گونه رفتار و کنش آنی و ناگهانی و یا هر حرکت خشونت آمیز در زندگی اجتماعی ممانعت به عمل آمده و از بروز آن جلوگیری شود.
 
در این اصطلاح، آنگاه که کلمه نظم به کار می رود نمایانگر آن است که دستگاه کنترل اجتماعی، کنش های اعضای جامعه را به دقت زیر نظر گرفته و با روش ها و شیوه های خاصی مانع از بروز رفتارهای نابهنجار می شود. بنابراین، وقتی از نظم اجتماعی سخن گفته می شود، منظور آن است که کنش های اعضای جامعه به صورت خاصی در تعامل با یکدیگر شکل می گیرد، بر یکدیگر تأثیر متقابل می گذارد و در این فرآیند، یکدیگر را تکمیل می کنند. از طرفی دیگر، نظم اجتماعی گاهی به این معنا است که حیات اجتماعی به گونه ای است که امکان پیش بینی در زندگی اجتماعی را فراهم می سازد؛ زیرا انسان ها وقتی وارد تعامل با دیگران می شوند که انتظاراتشان از یکدیگر مشخص باشد. وقتی انتظارات مشخص باشد، تا حد زیادی می توان انتظار داشت که چه رفتارهایی در برابر هم خواهند داشت و در نتیجه، امکان پیش بینی در زندگی اجتماعی فراهم می شود. هم چنین نظم اجتماعی گاهی ممکن است اشاره به مفهوم «سازگاری» داشته باشد.
 
جنبش هاي اجتماعي

Mouvements sociaux

قسمت اول

اصطلاح جنبش هاي اجتماعي در معاني بسيار متفاوت به كار رفته است.
غالبا آن را در معناي توصيفي محض براي مشخص كردن فرايندهاي گوناگون مثل، جنبش فمينيستي براي اعتلاي حقوق زنان، جنبش لغو بردگي، نهضت منع فروش مشروبات الكلي و غيره به كار مي برند.
سرگذشت هر جنبش اجتماعي با يك مرحله ي تحرك- يا دور هم جمع شدن- آغاز مي شود. واژه تحرك دست كم داراي دو معنا است. يكي معناي مورد نظر كارل دويچ است كه حالتي از افزايش تحرك جغرافيايي( مهاجر فرستي و مهاجر پذيري) و شغلي جامعه را توصيف مي كند. معناي ديگر تحرك، جامعه اي است كه در آن ارتباط ايده ها سريع تر و تعداد تماس ها بيشتر و متنوع تر است، به گونه اي كه اشخاصي با فاصله ي اجتماعي زياد كه قبلاً شانس اندكي براي تماس با يكديگر داشتند با هم تماس مي گيرند.
 
در آغاز فرايند تحرك، مرحله اي را مشاهده مي كنيم كه مي توان آن را حركت يا جنبش " براوني " ناميد
جنبش هاي اجتماعي، يا به عبارت دقيق تر، و كنشگران و عاملاني كه فعاليت شان به صورت جنبش اجتماعي بروز مي يابد، در عين حال در رابـ ـطه با هنجارهايي كه مي خواهند تغيير دهند و نيز در رابـ ـطه با ارزش هايي كه حامل آنها هستند شناسايي مي شوند.
اين دو بعد در هر جنبش اجتماعي به هم پيوسته اند. در واقع نظام هاي ارزشي حده اقل به صورت جزئي در مرزها و رويه ها إدغام شده اند و از سوي ديگر نظام هنجاري براي اينكه مشروع باشد مبتني بر ارزش ها و ترجيحاتي است كه ميخواهد متحقق شان سازد. بنابراين مسئله ي تضاد ميان مفهوم فايده گرايانه و مفهوم آرمان گرايانه ي جنبش هاي اجتماعي مسئله اي كاذب است. بي گم ان بايد از تفسير رمانتيك پرهيز كرد زيرا اين تفسير همبستگي و نيروي حياتي جنبش هاي اجتماعي را با كاريزماي رهبران جنبش، با باورهاي ذهني محرك آنها و با أصالت ريشه اي پيام شان تبيين مي كند. به همين دليل پرهيز از تفسير يك جانبه ضروري است زيرا در يك جنبش اجتماعي ممكن است برخي با انگيزه هاي آرماني و برخي ديگر با انگيزه هاي فايده گرايانه يا حتي رمانتيك شركت داشته باشند
 
بلومر جنبش هاي اجتماعي را عبارت از تشكل و گروه بندي هاي آگاهانه و نمادي در سطح كنش پيوسته در فرايند ساخت اجتماعي " پيش رو نده" توصيف مي كند و معتقد است كه سه نوع عمده از جنبش ها را مي توان از يكديگر تفكيك نمود( تنهايي: ١٣٨٤، ٢٨٢)
 
جنبش هاي اجتماعي

قسمت دوم:
بلومر معتقد است كه سه نوع عمده از جنبش ها را مي توان از يكديگر تفكيك نمود:

١- جنبش هاي اجتماعي عام يا عمومي: كه قادرند گروه هاي مختلف اجتماعي از طبقات گوناگون را گرداگرد مسائل خاص اجتماعي جمع نمايد و نقطه نظرات مشتركي را دنبال كند. به طبقه و گروه خاصي منحصر نيست و گروه ها و قشرهاي مختلفي مي توانند در آن نقش داشته باشند.

٢- جنبش هاي اجتماعي خاص:
كه اولا در يك منطقه ي معيني اتفاق مي افتند. ثانيا، برابر گروههاي خاص ديگري قرار مي گيرند.
٣- جنبش هاي اجتماعي نمايشي( تظاهري )
جنبش هاي هنري، ديني، ورزشي يا مدگرايي را مي توان در اين دسته جاي داد.